close
تبلیغات در اینترنت
خاطرات
دل زخمی
خـــــــــــــــــــــــــــاطره ... !! . آلبوم عکس های دو سال اخیر را ورق می زنم ... .ورقشان میزنم و خيلی عميق بهشون نگاه ميكنم و گاهی می خندم .....آروم آمد پيشم نشست و به عكس ها خيره شد .... يه آلبوم ديگه روبرداشت و ورق زد .....بهم گفت : يعنی چی .... چرا توی هیچکدوم از این عکس ها نیستی ؟؟.گفتم…

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّيقِ الشَّهيدِ، صَلاةً کَثيرَةً تامَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِيائِکَ
لوکس گراف | دانلود قالب وبلاگ

خـــــــــــــــــــــــــــاطره ... !!
.
آلبوم عکس های دو سال اخیر را ورق می زنم ... 
.
ورقشان میزنم و خيلی عميق بهشون نگاه ميكنم و گاهی می خندم
....
.
آروم آمد پيشم نشست و به عكس ها خيره شد
.... يه آلبوم ديگه روبرداشت و ورق زد ....
.
بهم گفت
: يعنی چی .... چرا توی هیچکدوم از این عکس ها نیستی ؟؟
.
گفتم
: فکرت رو باز کن ... من عکاسم ديگه ...
.
زير چشمی بهم نگاه كرد و خنديد ... !!!
.
با حرفش و نگاهش يه چيزايی رو يادم آورد ... آره كم كم داره يادم مياد ...
.
یادم میاد از آن روزها
، برای اینکه در خاطره ها نباشم ، زودی دوربین را می قاپیدم ....
.
چون ميدونستم خاطره ها باقی ميمونه ... اجازه ندام به خودم كه توی خاطره ها باشم ....
.
افسوس كه نمی دونستم خـاطره ها تو قلب ها حك ميشن ....
. 
نقش عکاس را بخوبی بازی میکردم .... و هيشكی نمی فهمید که چرا من پشت دوربینم .......



بازديد : 51

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


لوگوي دوستان
لوکس گراف | دانلود قالب وبلاگ لوگوي دوستان لوگوي دوستان
لوگوي دوستان لوگوي دوستان لوگوي دوستان
لوگوي دوستان لوگوي دوستان لوگوي دوستان
لوگوي دوستان لوگوي دوستان لوگوي دوستان



بالاي صفحه



تمامي حقوق اين وبلاگ براي دل زخمی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.

ترجمه به رزبلاگ توسط : لوکس گراف